احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

288

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

منظم و مجهز و مأنوس به نظم و ديسيپلين آهنين قشون آلمان بودند از اول با خود كانيتس اتاشه ميليتر آلمان كه جنبهء سياسى او ميچربيد و باوضاع و احوال ايران بصير بود و سعى داشت با پرپاگاند و ملايمت و تحبيب تمام طبقات احزاب و ايلات ايران وارد اين قيام شوند و احتراز داشت از اينكه حس غرور ملى ايرانيان جريحه‌دار بشود باهم اختلاف سليقه پيدا نمودند فن كانيتز از يكطرف نظامى بود و حسب الامر مارشال فن درگلتز پاشا مىبايست برطبق اوامر و دستور كلنل بپ اقدام نمايد و از طرف ديگر ميدانست كه قيام ملت ايران يك نهضت آزاد و ملى است و ممكن نيست با ديسيپلين سخت نظامى جور درآيد بعلاوه راجع به تضمينات سياسى بخصوص نسخ و لغو امتيازات و انحصارات و قراردادهاى مضره روس و انگليس در موقع صلح با مؤتلفين و هم‌چنين كمك نظامى و مالى و مهمات در موقع جنگ تعهداتى نموده بود و حاليه دولت خود را مساعد نميديد و رؤساى نظامى ما فوق خود فن بپ در ايران و فن درگلتز پاشا در عراق را عارى و برى از اين جريانات مشاهده ميكرد بدين‌لحاظ بين مشار اليه و فن بپ اختلاف زيادى توليد شده و مشاراليه كه در اين مدت بواسطهء مسافرتهاى سوارهء سريع و فعاليت زياد خيلى خسته و فرسوده شده بود بعد از يك حمله كه بنقشهء كلنل بپ براى تعيين ميزان مقاومت روسها بكنگاور شد و روسها عقب‌نشينى به طرف همدان نمودند و كنت كانيتز خودش از طرف كلنل بپ در سمت راهى كه از طرف گروس بصحنه و كرمانشاهان ميرفت مأموريت حمله داشت بعد از انجام امر و پيشرفت كاغذهائى بكلنل بپ و خانوادهء خود نوشته با منشى خويش نزد كلنل فرستاد و بعد در روز بارانى و برف از منزل كدخداى ده بيرون رفته ديگر پيدا نشد و كلنل بپ بعد از وصول كاغذ خيلى پريشان شده فورى خودش سواره چند فرسخ سريعا طى نموده به محل رسيد ولى اثرى از كنت كانتيس بدست نياورد . موضوع شايان توجه ديگر اين بود در يكى از جبهه‌ها كه مرحوم ماژور حبيب اللّه خان شيبانى از صاحبمنصبان رشيد و تحصيل‌كرده سن‌سير كه بعدا بدرجه سرلشگرى و رياست اركان حرب رسيد فرماندهى داشت ( چون سعى ميشد فرماندهان ايرانى باشند ) يك صاحبمنصب آلمانى زيردست او كه قبل از جنگ تجارت توتون در تركيه مينمود و موقع جنگ با مقام ماژرى قشون آلمان تجهيز شده بود و مرد مسن و نسبة راحت‌طلبى بود اوامر ماژر شيبانى را در موقع عمليات جنگى انجام نداده و از اين نقطه‌نظر كه خود او هم ماژر است خويش را محق ميدانست بدين‌لحاظ مورد توبيخ شديد ماژر جوان ما حبيب اللّه خان شيبانى واقع گرديد هيئت صاحبمنصبان آلمانى اين مسئله را يك توهين بزرگ بمقام و حيثيت قشون شهير آلمان تلقى نموده اعتراض شديد و اخطار نمودند كه اگر ماژور حبيب اللّه خان از قشون اخراج و مجازات نشود همگى مراجعت مينمايند . بعد از مذاكرات توافق شد كه ماژور حبيب اللّه خان با حفظ درجه و مقام يك ماه براى مطالعه آتشبارهاى جديد و عمليات حمله به بغداد برود . بعدا مسيو واسل كه از مستشاران آلمانى در تركيه بود و بجاى پرنس رويس به سمت وزيرمختارى آلمان در ايران تعيين شده بود وارد گرديد . با مشار اليه نيز در باب لزوم تعهد دولت آلمان و متحدين براى تأمين تماميت ارضى و استقلال سياسى و اقتصادى ايران در معاهدات با مؤتلفين مذاكره شروع شد اگرچه تلگرافاتى از طرف وزير خارجهء آلمان مشعر بقدرشناسى دولت آلمان و سعى دولت مذكور در موقع انعقاد صلح براى تأمين نظريات مليون ايران و اصل گرديد ولى مليون اين را كافى نميدانستند و ميگفتند چون تمام ملت در حقيقت امر وارد كشمكش شده است و بعلاوه ايران صدمات جنگى زيادى ديده و فقط ورود قشون روس مانع شركت رسمى دولت ايران گرديد لذا بايست همان مقررات كه در معاهدهء پيشنهادى مؤتلفين بحكومت مستوفى الممالك شده است تعهد گردد و نظر باينكه مسيو واسل اظهار ميداشت و اين بهانه